آذربايجان براي او فراهم ساخت‌. مراغه با مجاهدت نصيرالدين به صورت مركز اخترشناسي آن‌ عصر، و يكي از مراكز مهم علمي جهان درآمد (بدبختانه اعتلاي آن تا ديري پس از بنيانگذارش‌، دوام نيافت‌). تعدادي از رياضيدانان‌، اخترشناسان و سازندگان ابزارهاي نجومي در اطراف وي‌ گرد آمدند. آنان نه فقط از كشورهاي همسايه‌، بلكه از سرزمين‌هاي دوردستي مانند قفقاز و مراكش هم بدان‌جا روي آوردند؛ و نه فقط از كشورهاي مسلمان‌، بلكه از سوريه‌ٴ مسيحي‌ (ابوالفرج‌) و حتي چين هم برخاسته بودند. مهم‌ترين وظيفه‌ٴ اخترشناسان مراغه تدوين زيج‌ جديد ايلخاني بود كه حدود 1272، آماده شد. اين زيج شامل رصدهاي تازه بود، ولي نه خيلي‌ زياد؛ چون در آن صورت به زمان نسبتاً زيادي احتياج داشت‌، و ايلخان داراي بردباري زيادي‌ نبود. اين زيج در شرق و تا اقصاي ختا از رواج وسيعي برخوردار شد. بخشي از اين زيج به‌ مطالعه‌ٴ تطبيقي گاه‌شماري ملل شرق اختصاص داشت‌.
دو تن از همكاران دائم نصيرالدين‌، به‌ويژه‌، درخور ذكرند. عرضي دمشقي ظاهراً مكانيكدان‌ و سازنده‌ٴ ابزارهاي نجومي اين سازمان بود؛ رساله‌اي در توصيف ابزارهاي رصدخانه‌ٴ مراغه‌ احتمالاً از تأليفات اوست‌؛ كره‌ٴ آسماني ساخت او به ما امكان خوبي مي‌دهد تا درباره‌ٴ كره‌هاي‌ قديم اسلامي و نسخه‌هاي خطي مصور كتاب‌هاي نجومي عربي و فارسي بحث كنيم‌. همكار ديگر نصيرالدين‌، يعني محي‌الدين مغربي بيشتر رياضيدان بود و كار نصيرالدين را در زمينه‌ٴ مطالعات مربوط به مثلثات و تحرير آثار كلاسيك دنبال كرد، و به تأليف كتابي درباره‌ٴ تقويم‌ چين و اويغور و رساله‌هايي در اخترگويي پرداخت‌.
دو تن ديگر از اعضاي محفل علمي مراغه را مي‌توان نام برد. علي‌بن عمر كاتبي برخي آثار دايرةالمعارفي تأليف كرد، كه يكي از آنها حاوي بحث استادانه‌اي درباره‌ٴ گردش وضعي زمين‌ است‌. قطب‌الدين شيرازي در مقام طبيب شهرت بيشتري يافت‌، ولي در عين حال رياضيدان‌ واخترشناسي كامل بود. النهايه‌، اثر وي شرحي بر التذكرة النصيريه است و شامل بحثي درباره‌ٴ حركت يا سكون زمين‌. ولي او هم مانند كاتبي نتيجه مي‌گيرد كه زمين ساكن است‌. اين كه دو تن‌ از دانشمندان بزرگ لازم دانسته بودند درباره‌ٴ چنين مسئله‌اي بحث كنند، نشان مي‌دهد برخي‌ اذهان شجاع درباره‌ٴ امكان حركت زمين سخن مي‌گفته‌اند. نتيجه‌اي كه كاتبي و قطب‌الدين بدان‌ رسيدند موجب شگفتي نمي‌شود. در آن مرحله از پيش‌رفت اخترشناسي شايد عقيده‌ٴ آنان‌ عاقلانه‌تر از همه بود، يعني عقيده‌ٴ بطليموس كه با قيدها و ملاحظه‌هاي زيادي تعديل شده بود. درك نقاط ضعف يك نظريه خيلي آسان‌تر از ارائه‌ٴ نظريه‌اي تازه و بهتر است‌. برجسته‌ترين‌ رياضيدانان سده‌ٴ سيزدهم‌، اعم از مسيحي و مسلمان نقص‌هاي فراوان مسجطي را دريافته بودند، ولي دو سده و نيم‌، كوشش آنان و اخلافشان توانست آن نقص‌ها را به صورت مطلوبي برطرف سازد.
رياضيدان ديگري به نام محمدبن اشرف سمرقندي با اين كه ايراني بود از قرار معلوم با